محمد اعظم خان ناظم جهان

45

قرابادين اعظم ( فارسى )

برگ شفتالو حب بسته دو ماشه يا كم زياده وقت خواب مىخورده باشند ايضا معمول فقير صفت آن مغز تخم كرنجوه يك توله پلاس پاپره كميله هر يك شش ماشه اجواين خراسانى سه ماشه همه را سائيده با قند سياه به قدر كنار حبها سازند خوراك يك حب حب ديدان براى كرم صغار كه در مقعد اطفال بود صفت آن رسوت چاكسوى مقشر حلتيت هر يك دو ماشه صبر سقوطرى يك ماشه فلفل گرد نيم ماشه برگ نيب دو عدد در رس ككرونده سائيده حب به قدر جوار بندند و هر روز يكى دهند حب مليم براى كرم صغار مقعد اطفال صفت آن مليم كات سفيد افيون برگ كنار نارجيل كهنه مساوى سائيده به قدر موتهه حبها سازند و يكى بدهند حب سندروس از براى بواسير خونى مجرب‌ست صفت آن پوست بيضهء مرغ سوخته سندروس شيطرج هندى هر يك پنج ماشه نوشادر پنج سرخ كوفته بيخته مثل فندق حبها سازند شربت پنج شش حب نوع ديگر كه بواسير را خشك كند و خون را بند نمايد و طعام هضم كند صفت آن سندروس پوست بيضه شيطرج تخم گندنا هر يك سه ماشه خبث الحديد مدبر يك نيم ماشه در آبى كه مقل پنج ماشه گداخته باشند سرشته حبوب سازند از شش حب تا هفت حب نهار بخورند حب جفت بلوط كه خون را بند كند صفت آن مغز جفت بلوط گيرد گواليارى بارتنگ هر يك سه ماشه سماق حب الآس كهربا بسد دم الاخوين كشنيز خشك زيرهء سياه هر يك شش ماشه كتيرا طباشير هر يك چار ماشه صمغ عربى بسباسه كندر گل مختوم هر يك پنج ماشه آمله هليلهء كابلى گلنار پوست بيخ انجبار شاخ گوزن سوخته هر يك هفت ماشه همه را باريك سائيده حبوب به قدر كناردشتى به آب بندند و يك حب از ان خورده بالايش شيرهء تخم بارتنگ و تخم تمر هندى هر يك شش ماشه يا شيرهء برگ حنا و يا برگ گوبهى جنگلى يك توله در نه توله آب برآورده صاف نموده بنوشند حب مقل قابض از تاليفات حكيم علوى خان جهت بواسير صفت آن مقل يك توله به آب گندنا حل كرده پوست هليلهء كابلى پوست هليلهء زرد پوست بليله آمله هليلهء سياه هر يك دو ماشه حضض دم الاخوين گل ارمنى كهرباى شمعى گلنار از هر يك يك ماشه كوفته بيخته به آب حب سازند به قدر نخود و هر روز چهار حب خورند نوع ديگر كه جهت حبس خون بواسير بينظيرست صفت آن كهربا بسد ودع سوخته هر يك دو نيم درم تخم گندنا سه درم هليلهء سياه آمله هر يك پنج درم مقل ده درم كوفته بيخته مقل را در آب گندنا يا آب برگ آس و برگ سرو حل كرده حب سازند شربتى دو مثقال به آب آهن ناب حب مقل ملين معمول و نافع بواسير دموى و ريحى صفت آن پوست هليلهء زرد پوست هليلهء كابلى هليلهء سياه مقل ازرق از هر يك پانزده درم تربد سفيد ده درم سكبينج پنج درم خردل دو درم مقل و سكبينج را در آب گندنا حل كنند و داروهاى ديگر كوفته بيخته بان بسرشند نوع ديگر جهت بواسير و اعتقال طبع مجرب حكيم محمد زمان صفت آن مقل چهار جز آملهء منقى پوست هليلهء زرد هليلهء سياه پوست هليلهء كابلى پوست بليله تخم گندنا هر يك پنج جز مقل را نيمكوفته در آب گندنا ناشسته بخيسانند و روز ديگر در هاون بكوبند كه مثل مرهم شود ادويه در ان سرشته به قدر نخود حبها بندند و هر روز در خلاى معده نه عدد تا پانزده عدد فروبرند و از چيزهاى سوداوى پرهيز كنند نوع ديگر براى بواسير دموى و ازالهء قبض دائمى كه موذى طبيعت باشد نافع و انواع رياح بواسيرى و معدى و مراقى را دافع و معمول صفت آن پوست هليلهء كابلى پوست هليلهء زرد پوست بليله آمله هر واحد دو مثقال باديان حضض مكى انيسون هر يك يك مثقال تخم گندنا سه مثقال مقل ازرق چهار مثقال عسل خيارشنبر هفت مثقال هليلجات را كوفته بيخته بروغن بادام